غبــــار

سیاه مشق های من

کریستین بوبن نویسنده مشهور معاصر فرانسوی است که در سال 1951 متولد شده. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورده و تألیفات بسیاری دارد که تعدادی از آنها نیز به فارسی ترجمه شده است از جمله فراتر از بودن، رفیق اعلی، و زن آینده. موضوع نوشته های او کودکی، عشق و تنهایی هستند. پیشنهاد می کنم که اگر کتاب های بوبن رو تا حالا نخوندید، بخونید. حتما خوشتون میاد.

من چند جمله ای از نوشته های او رو انتخاب کردم و اینجا  می نویسم:

 

- در من ناشکیبایی هایی هست و راه هایی، باید آنها را به اتمام برسانم.

 

- نادر اشخاصی قادرند عاشق شوند، زیرا نادر اشخاصی قادرند همه چیز را از دست بدهند.

 

- برای رسیدن به دور دست ها، باید از نزدیکی ها گذشت، اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست.

 

و من از این یکی تازگی ها خیلی خوشم اومده که می گه:

 

 

انسان در بیست سالگی در مرکز جهان می رقصد. در سی سالگی میان دایره پرسه می زند. در پنجاه سالگی روی حاشیه راه می رود و از نگریستن به درون و بیرون پرهیز می کند. پس از آن... دیگر اهمیتی ندارد. امتیاز کودکان و سالمندان، نامرئی بودن آنهاست.

 

 

                                   حالا شما کجای این جهان قرار دارید؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:40  توسط غبار  | 

فروید می گه :

جاودانگی آن است که مردم گمنام ما را دوست بدارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:37  توسط غبار  | 

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد
همه آلودگی‌ست اين ايام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چكد در جام

اشكواری‌ست می كشد لبخند
ننگواری‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزيم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!

توضیح:در این روز های سرد و زمستانی که برف تهران را سفید پوش کرده، مدام نوای این شعر زیبای شاملو با صدای علی بیات در گوشم می پیچد و آن را زمزمه می کنم.

این روزهای خوب سرد برفی رو دوست دارم. 

 

             

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:30  توسط غبار  | 

گفتم هوای میکده غم می برد ز دل

گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است

گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند

   بعد از یک سال و نیم دوباره به سراغ خوشنویسی رفتم و شروع کرده ام به نوشتن. شعر بالا اولین چلیپای من بعد از این مدت طولانی هست. البته کتاب گلستان هنر اثر قاضی میر احمد  منشی قمی  در این امر بی تأثیر نبوده است. این روزها با قاضی احمد دیگر زندگی می کنم تا بهتر بفهمم او را. شاید هم درباره اش چیزی نوشتم بعدها...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 21:16  توسط غبار  | 

 

آخیش!!!

دوباره زنده شدم ... و تولد دوباره چه لذتی داره...!

پوست انداختن خیلی سخته ولی وقتی که موفق می شی ، تمام وجودت رو شادی می گیره و دنیا رو جور دیگه می بینی... خیلی زیبا...

و بعد از مدتی دوباره باید آماده بشی... و این عمل پوست اندازی اینقدر تکرار می شه تا تو تکامل پیدا کنی... عجیبه!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:9  توسط غبار  | 

 

این روزها گویی که مرده ام!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:50  توسط غبار  | 

همزمان با بزرگداشت سالگرد مشروطیت ایران در ۱۴ امرداد ۱۳۸۶ از کتاب گنجینه ی خواف در کتابخانه ی ملی پرده برداری شد. در این مراسم عده ای از محققان تاریخ معاصر و همچنین نوه ی شهید مدرس ـ سید محسن مدرسی ـ حضور داشتند. گنجینه ی خواف دست نوشته های مدرس در مدت ۹ سال در تبعیدگاه خواف است که در مدت ۷۰ سال کسی از حضور آن خبر نداشت و اکنون به چاپ رسیده است. مصحح کتاب حاضر دکتر نصرالله صالحی است. اصل دست نوشته ها به کتابخانه ی ملی اهدا شد.

برای اطلاعات بیشتر سایت کتابخانه ی ملی را ببینید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:1  توسط غبار  | 

 

در این روزگار خاموشیها و فراموشیها که سرها در گریبان ، دستها در جیب ، از کنار یکدیگر می گذرند آدمیان و دلشان را بی هیچ شوق و شعفی در هیچ سازی نمی نوازند ، چه خوش است پچ پچ ها و زمزمه های پنهانی و چه خوش است ترنم هم صدایی، اگر چه آرام و آهسته.

با انبوهی آوار از خشت و سنگ و آجر و آهن که هم میهنانمان را برد به مغاک خاک ، هیچ دست برکتمندی آنان را یار و یاور نشد که نشد. اما مردان مرد ، بی اعتنا به ضابطه های دست و پا گیر پس رونده ، با اراده ای مستقل و متکی بر اعتقاد و همراهی خیل عظیم مردم ، خودجوش به پا خاستند و کاری کردند کارستان ، چونان محمدرضا شجریان ، این استاد بی همتا ، که به یاری بمی یان شتافته و همگان می دانند که پی کاخی از فرهنگ و هنر و تمدن را در باغ موزه ی هنر بم افکنده و با رنج و سختی به آبادی و آبادانی آن می پردازد.

در این نمایشگاه آثار جمعی از استادان خوشنویس معاصر ایران _ استاد امیر میر راضی ، استاد حسین بختیاری ، استاد محمدعلی گرجستانی ،استاد یونس خانلر زاده و استاد کامران کوهستانی و … _در حمایت از اهتمام والای استاد محمدرضا شجریان در ایجاد این کاخ موزه به نمایش گذاشته شده است. از عموم هنرمندان و علاقه مندان دعوت بعمل می آورد از نمايشگاه فوق ديدن فرمایند.

 

                         

زمان بازدید:                    8 تا 24 تیرماه 1386 به مدت 15 روز

                   

مکان : نگارستان چلیپا ( تهران ، تجریش (میدان قدس) ، دزاشیب، خیابان شهید کریمی ، خیابان شهید سلیمی ، ساختمان فرهنگی هنری انجمن خوشنویسان ایران)

 

 

پ.ن: افتتاحیه ی این نمایشگان در روز جمعه 8 تیر ماه با حضور تعداد زیادی از هنرمندان خوشنویس ، موسیقی دان و آهنگساز ؛ کارگردانان و خبرنگاران برگزار شد.  

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:20  توسط غبار  | 

چندی پیش خیلی اتفاقی خبردار شدم که آقای پیر بریان به تهران آمده و سخنرانی دارد. فرصت را غنیمت شمردم و رفتم و چه خوب که رفتم. موضوع سخنرانی وی موزه ی مجازی هخامنشیان بود که با چند نفر از دوستان ایرانشناسش این موزه را راه اندازی کرده اند. این موزه اولین موزه ی مجازی دنیا  هست و تمام آثار شناسنامه دار هخامنشیان در اینجا جمع شده و هچنان در حال تکمیل است.

این موزه ی زیبا را ببینید حتماْ و به ایرانی بودن خود ببالید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:11  توسط غبار  | 

دوست گرانقدرم ، محمد رضا سرودلیر قطعه اي از درويش عبدالمجيد كه از شاهكارهاي روزهاي پاياني عمر وي است در وبلاگش ( مرقعات خط ) گذاشته. 

 نوشته : سپاس خداي را كه چنداني امان بخشيد از مرگ كه تاريخ سال همايون فال هزارو صد و هشتاد و پنچ هم ديده شد...درويش در اين سال به بيماري نوبه ربعي درگذشت و داغي به دل شيفتگان نهاد كه هنوز التيام نيافته.

این قطعه ی زیبا را ببینید و لذت ببرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 18:36  توسط غبار  | 

مطالب قدیمی‌تر